![]() |
![]() |
|
|
اجرای نمایش تجربه های اخیر نوشته امیر رضا کوهستانی (بر اساس نمایشنامه ای از نادیا راس و جکوب ورن) به کارگردانی بهاره اسدی از پریروز 30 آبان ماه در پلاتوی حوزه هنری واقع در گذر سعدی آغاز شده و تا 9 آذر ادامه خواهد داشت. ساعت نمایش رأس ساعت 30 : 18 می باشد. بازیگران این نمایش به ترتیب ایفای نقش عبارتند از : مژگان ابطحی ، پگاه اسدی ، جلیل عالی پور ، سارا کرد ، مهناز نوری و سید حسین موسوی. به قول خود امیررضا کوهستانی در پس گفتار نمایشنامه تجربه های اخیر بارزترین نکته در این نمایشنامه ساختار باز این اثر است ، به گونه ای که کارگردانانی که قصد اجرای آن را دارند می توانند بدون در نظر گرفتن منطقهای دست و پا گیر داستانی و تحلیل روانشناسانه شخصیت ها ، نمایشنامه را بر اساس طرح اجرایی و توانایی های بازیگران خود بازنویسی کنند. من یک هفته قبل از اینکه این اجراء را ببینم ، فیلم اجرایی که از تجربه های اخیر در تهران بر روی صحنه برده شده بود را دیدم . بعد از اینکه این اجراء را نیز دیدم سخن کوهستانی را دریافتم و به عینه مشاهده نمودم. یعنی اصلا این یک چیز دیگر بود اگر چه دیالوگها یکی بود اما حسها ، میزانسن ها ، دکور و کلا شاکله نمایشها تفاوتهای اصلی داشت. ساختار باز این اثر موجب خواهد شد که هر اجرای دیگری نیز که از این نمایشنامه صورت گیرد یک آفرینش جدید و منحصر به فرد باشد. گویی این متن ، بوم سفیدی است که کارگردان همچون نقاش اندیشه خود را بر صفحه آن می نگارد. در مقدمه ای که کوهستانی در مقدمه اثر خود نگاشته است در مورد فضا و پیام کلی نمایش به این دو جمله اشاره می کند : «سرانجام این سالها نیستند که در زندگی ما اهمیت دارند ، بلکه زندگی ما در این سالهاست که واجد اهمیت است.» - آبراهام لینکلن «مشکلات جهان به دست آدمهای شکاک یا نا امید که افق دیدشان به واقعیت های بدیهی محدود است حل نمی شود. ما به انسانهایی نیازمندیم که بتوانند آنچه تا کنون وجود نداشته را در خیال خود متصور شوند. - جان فیتز جرالد کندی به غیر از این دو جمله در مورد این قبلا این نمایش در سال 1384 توسط گروه تئاتر مهرشیراز به همراه نمایش «رقص روی لیوان ها» از همین موسیقی تنها در آغاز نمایش به صورت بسیار کوتاهی وجود داشت و پس از آن سراسر کار عاری از موسیقی بود که شاید استفاده نکردن از موسیقی به منظور بهتر نشان دادن برهنگی و سادگی و مجرد بودن فضای اثر بوده باشد. در اجرایی که در تهران توسط خود امیررضا کوهستانی صورت گرفته بود موسیقی چند جا در طول کار وجود داشت اما این مسئله را نمی توان دلیل رجحان اثر بر اثر دیگر دانست ، چون همانگونه که در ابتدای این مقال اشاره کردم نمایشنامه این کار به گونه ای نوشته شده که هر کارگردانی می تواند آن را به دلخواه خود و با توجه به توانایی های بازیگران و امکانات موجود و در دسترس خود بازنویسی کند. طراحی یک لباس یکرنگ و چون یکی از بازیگران نقشهای دو خواهر در این اجراء حاضر نبود و خود کارگردان اجرای نقش او را بر عهده گرفت نمی توان در مورد بازی این دو کاراکتر و تقابل حسّی آنها قضاوت نمود. سید حسین موسوی در نقش خود جا افتاده بود و با اکتهای مناسب تماشاگر را با خود همراه می ساخت. بازی ها در این نمایش روان بود و به غیر از یکی دو تپق که از دو نفر از بازیگران دیده شد که البته آن را هم می توان به پای اجرای شب اول گذاشت کلاً بازیهای خوب و قابل قبول را شاهد بودیم. در این کار بچه های تئاتری خوبی دور یکدیگر در یک گروه گرد آمده اند که با تمرین و فعالیت بیشتر حتماً در آینده شاهد کارهای بهتری از آنان خواهیم بود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 0:15 توسط وحید عمرانی |
|
|
نمایش «سرود صد هزار افیلیای عاشق» نوشته دکتر قطب الدین صادقی و به کارگردانی احسان فاضلی امروز در سالن کوچک تالار هنر بر روی صحنه رفت. این نمایش که بیشتر یک اجرای اختصاصی برای هنرمندان تئاتر است قرار است که پنج بار بر روی صحنه برود و اجرای آن تا دوم آذر ماه ادامه خواهد داشت. ساعت اجراء رأس ساعت 30/5 خواهد بود. بازیگران این نمایش عبارتند از : زهرا فتحی و امیر بهبودنیا. نمایش روایت حال زن و شوهری است که در واقعۀ انفال ، هنگام جنگ ایران و عراق قربانی می شوند. در حین جنگ واقعاً چنین واقعه ای رخ داده است و در طی آن سربازان عراقی پس از حمله به برخی روستاهای کردنشین مردان را زنده به گور کرده و زنان را به اسارت برده و دامان آنان را لکه دار می کردند. نمایشنامۀ این اثر در حقیقت مرثیه ای است که دکتر قطب الدین صادقی برای آن دسته از هموطنانمان که قربانی این واقعه شده اند به رشتۀ تحریر درآورده است و به قول ابوالفضل بیهقی مورخ نامی کشورمان در شرح حال آنان قلم را |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 1:9 توسط وحید عمرانی |
|
|
جمشید لایق بازیگر مشهور تئاتر و تلویزیون با بازی ماندگار در سریالهای سلطان و شبان ، سربداران و |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 13:37 توسط وحید عمرانی |
|
|
نیکو خردمند بازیگر پیش کسوت سینما و تلویزیون درگذشت. وی که از بیماری قلبی رنج می برد و چندی پیش نیز در سی سی یو بستری بود ، بامداد دیروز جان به جان آفرین تسلیم کرد. وی متولد 13۱۱ در اطلاعاتی جزئی درباره نیکو خردمند : نام و نام خانوادگی: نیکو خردمند تاریخ تولد: 1311 خواهر آهو خردمند (بازیگر سینما و تئاتر) متولد پنجم آبان ماه 1329 در تهران دارای مدرک تحصيلي کارگردانی سینما شروع فعالیت از سال 1337 با گویندگی در رادیو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم پرده آخر. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم بازیچه. نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم غزال. فیلم شناسی نیکو خردمند : پرده آخر (واروژ کریم مسیحی - 1369) حکایت آن مرد خوشبخت (رضا حیدرنژاد - 1369) خانه خلوت (مهدی صباغزاده - 1370) مسافران (بهرام بیضایی - 1370) بازیچه (تورج منصوری - 1372) راز گل شب بو (سعید خورشیدیان - 1372) زینت (ابراهیم مختاری - 1372) روزهای خوب زندگی (مهدی صباغزاده - 1373) نگاهی دیگر (حسین مختاری - 1373) غزال (مجتبی راعی - 1374) سفر پر ماجرا (سیامک اطلسی - 1375) روانی (داریوش فرهنگ - 1376) قاصدک (قاسم جعفری - 1376) قاعده بازی (عبدالرضا نواب صفوی - 1376) هفت سنگ (عبدالرضا نواب صفوی - 1376) شراره (سیامک شایقی - 1378) کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 1380) قلبهای نا آرام (مجید مظفری - ۱۳۸۱) صبحانه ای برای دو نفر (مهدی صباغزاده - 1381) پرنده هاوانا (علیرضا رئیسیان - ۱۳۸۳) کافه ستاره (سامان مقدم - ۱۳۸۳) پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده - ۱۳۸۴) بنده شخصا هیچ وقت بازی او را در سریال (دزدان مادربزرگ) در کنار حسین پناهی فراموش نمی کنم. همیشه فکر می کنم که آن مادربزرگ دوست داشتنی ، خود نیکو خردمند بود و در آن نقش بازی نکرده بود بلکه این خودش بود که در جلوی دوربین زندگی می کرد. درود و رحمت بی منتهای خداوند بر روان این هنرمند برجسته و محبوب کشورمان. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 14:27 توسط وحید عمرانی |
|
|
نمایش «پنهان در صدف» از تاریخ 19 آبان ماه در تالار هنر بر روی صحنه است و اجرای آن تا 29 آبان ادامه خواهد داشت. ساعت اجرای نمایش ساعت 30/18 می باشد. برخی عوامل نمایش عبارتند از : نویسنده و مشاور کارگردان : فریدون خسروی کارگردان : علیرضا ورشاوی بازیگران : مهدی شهداد – بیژن گنجعلی – حسن جویره – سعید یار دوستی – شکوفه امین پور – پرتو نیلی – تینا میسمی کار دارای درونمایه های تواماً ملی – ایرانی و مذهبی است و از این لحاظ بسیار مثبت بوده و اجرای چنین آثاری در این راستا و با این موضوع و درونمایه در کمیّت و بسامد بسیار گسترده تری ، هم در سطح استان اصفهان و هم در سطح کشور مورد نیاز است. هم اکنون شاهد این مسئله هستیم که هم در رادیو و تلویزیون و هم بر صحنه تئاتر اجرای کارهای خارجی بسیار بیشتر از کارهای ایرانی توسط هنرمندان مورد توجه قرار گرفته و این روند به زعم بنده در طولانی مدت می تواند هم به حال فرهنگ و هم در فضای هنر ما مشکل ساز گردد. البته یکی از دلایل به وجود آمدن چنین مشکلی کمبود متن و درام نویس خبره و خلاق در کشور است. اما به هر حال این مسئله برای نپرداختن و یا کم پرداختن هنرمندان تئاتر ما به فرهنگ و درونمایه های ایرانی توجیه مناسبی نمی تواند باشد. در چنین فضایی باید از چنین کارهایی استقبال کرده و آنها را مورد تقدیر و تشویق قرار داد. اما چه بهتر که وقتی برای ارائۀ اثر در چنین فضای غنی و مقدس و ارزشمندی وارد می شویم ، با قدرت و قوّت کافی قدم برداریم و یک کار درخشان ارائه کنیم. برای مثال در این کار با اینکه از کارشناس ورزش باستانی و کشتی پهلوانی استفاده شده بود ، متأسفانه حرکات و نرمشهای ورزش باستانی در سطحی بسیار ضعیف اجراء می شد و تماشاچی ایرانی که با ورزش باستانی مأنوس است نمی توانست با آن ارتباط برقرار کند. مثلاً بیژن گنجعلی در شنای پیچ حتی نمی توانست بدن خود را از زمین جدا کند و کاملا بر شکم بر روی زمین قرار گرفته بود و حرکت را انجام می داد و یا در سایر بازیگران شاهد نرمش در فرمهایی ضعیف بودیم. انتظار نمی رود که بازیگران تئاتر همه باستانی کار باشند اما به هر حال بد نبود برای این اجرای بهتر این حرکات بر صحنه ، چند بار به زورخانه می رفتند و از نزدیک نظاره گر انجام دادن حرکات باستانی توسط ورزشکاران خبرۀ این رشته می شدند تا فرمها و حرکات را در سطح مطلوب تری ارائه کنند. اگر هم این کار را انجام داده اند دستکم تمرین بیشتری برای حرکات باستانی انجام می دادند تا هم به آمادگی جسمانی لازم برسند و هم شکل و فرم نرمشها آن چیزی در بیاید که باید باشد. در کشتی گرفتن نیز انتظار می رفت تمرین بیشتری انجام گرفته باشد و دستکم دو یا سه فن که برای تئاتر جلوۀ کافی دارد رد و بدل شود اما چیزی که شاهد بودیم تنها پنجه در پنجه افکندن بود و در آخر نیز یک زیر ساده با آمادگی بدنی و سرعت بسیار کم ، بعد هم یک زمین خوردن مصنوعی و پیش پا افتاده. سئلۀ دیگر اینکه به دلیل خوانده شدن اشعار با بسامد قابل توجه در نمایش ، انتظار می رفت از یک کارشناس ادبیات نیز استفاده می شد. چنانکه شاهد بودیم که بازیگر نقش نقّال هنگام خواندن اشعاری از داستان رستم سهراب در شاهنامه که یکی از معروف ترین داستانهای شاهنامه است و آن هم ابیاتی از آن داستان که آنها هم از معروف ترین ابیات در این داستان به شمار می روند و سالهاست ورد زبان مردم از شریف و وضیع و خاص و عام است ، یک اشتباه فاحش می کند و بیت را چنین می خواند : که سهراب کشته است و افکنده خاک / تو را خواست کردن همی خواستار صورت صحیح آن چنین است : که سهراب کشته است و افکنده خار / تو را خواست کردن همی خواستار در قالب مثنوی باید هر دو مصراع با یکدیگر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 21:47 توسط وحید عمرانی |
|
|
برتولت برشت ( 1956 ـ 1898 ) را بيشتر به عنوان نمايشنامه نويس و بنيانگزار تئاتر حماسي و به خاطر نمايشنامه هاي مشهورش چون زندگي گاليله , ننه دلاور و فرزندانش , زن نيك ايالت برتولت برشت سرودن شعرهايش را از پانزده سالگي و پيش از شروع نمايشنامه نويسي آغاز كرد و نخستين سروده هايش را بين سال هاي 1913 تا 1917 سرود و آن ها را در نشريات محلي منتشر كرد. در سال 1918 , هنگامي كه به خدمت سربازي اعزام شد, افزون بر كار در بيمارستان نظامي پشت جبهه, سروده هايش را همراه با نواختن گيتار براي سربازان مي خواند و آن ها را مجذوب نواي گرم و سرودهاي دلنشين خود مي ساخت. به قول ارنست فيشر شعرهاي برتولت برشت به انسان كمك مي كند تا ديوار بلند و ضخيم ناداني, دروغ, فريبكاري و تاريكي را بشكافد و در آن رخنه اي, هر چند كوچك, براي عبور روشنايي حقيقت پديد آورد. برتولت برشت همه گونه شعري سروده و در تمام حوزه هاي شعري طبع آزمايي كرده است, از شعر هاي ساده و بي پيرايه ي كودكانه تا شعرهاي آموزشي براي دانش آموزان, از شعرهاي روشنگرانه براي كارگران و كشاورزان تا شعرهاي اديبانه براي روشنفكران, از شعر عاشقانه تا شعر سلحشورانه, از شعر غنايي تا شعر حماسي, از شعر طنزآميز و هجو پردازانه تا شعر جدي, از شعر هاي سنگين اجتماعي تا تصنيف هاي سبك كوچه و بازار. شعرهاي نمايشي برتولت برشت از مهم ترين شعر هاي او هستند. اين ها شعرهايي هستند كه به صورت سرود, تصنيف يا ترانه در متن نمايشنامه هاي او وارد شده اند و به مناسبت هاي موضوعي خاص, يا براي غنا بخشيدن به موضوع و افزايش ميزان اثرگذاري و جلب توجه و جذاب و شورانگيز كردن متن , به صورت پيش درآمد, ميان پرده , موًخره يا درميان متن آورده شده و توسط بازيگران تك خوان يا گروه همسرايان, گاهي دكلمه و گاهي همراه با موسيقي به آواز خوانده مي شوند. و نمايشنامه هاي مهم برشت سرشار است از اين قبيل شعرها و سرودها. اين شعرها اغلب طنزآميز يا هزل آميز هستند و زير پوسته ي زبان مطايبه آميز و شوخ طبعانه ي خود, معناهاي بسيار جدي هشدار دهنده و آگاهاننده دارند و پيام رسان ايده هاي نقادانه و اجتماعي برشت هستند. نقد برشت در اين سرود ها نقدي كوبنده و گزنده است و چون پتكي سنگين بر ساختار باورهاي سست بنياد اما سخت جان و ديرمان فرود مي آيد و آن ها را به لرزه در مي آورد. بيشتر نمايش هاي مهم برشت در بر گيرنده يك يا چند سرود و ترانه و شعر است. در اين نوشته , نگاهي گذرا و كوتاه مي كنيم به شعرهاي نمايشي برتولت برشت در نخستين نمايشنامه اش با عنوان « بعل» . در سال هاي 1919ـ 1918 برتولت برشت نخستين اثر نمايشي اش را به نام « بعل» تصنيف كرد كه چهار سال بعد براي نخستين بار در لايپزيگ به اجرا در آمد. بعل روشنفكري ست آواره و بيكاره , شاعري ست بي بند و بار, عياش و هرزه گرد, آدمي الكي خوش كه در كافه ها آواز مي خواند و گيتار مي نوازد. پاي بند هيچ قانون و قرارداد اخلاقي نيست. بي شرمانه و وقيحانه زن ها را از راه به در مي برد. خيانت پيشه و هوسباز است. تمام زندگي اش در اين خلاصه شده كه شعر بگويد, آواز بخواند, گيتار بزند,مي گساري و بد مستي كند, عشق بورزد و كامراني كند,,هوسبازي و شهوت راني كند, و در اين راه از هيچ دنائت, خيانت, رذالت و حتي از هيچ جنايتي رويگردان نيست. قاتلي ست رذل كه به خاطرزن بدكاره اي رسمي , بهترين رفيق دوران جواني اش را چاقو مي زند و مي كشد, آدمي ست بي روح كه بايدش جزو جانوران وحشي به حساب آورد. كسي ست كه حتي به لاشخور ها هم رحم نمي كند و با ترفندي زيركانه خود را به مردن مي زند تا كركس ها به سراغش بيايند, بعد آن ها را شكار و خورشت شامش مي كند: و بعل به آن لاشخوران فربه مي نگرد كه چشم انتظار لاشه اش بپروازند بر فرازش در آسمان پر ستاره و بعل خويشتن را چونان مرده اي خموش مي نمايد تا لاشخورانش هجوم آورند آنگاه او يكي از ايشان را شكار مي كند و ازو خوراك شبش را فراهم مي آورد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 10:22 توسط وحید عمرانی |
|
|
امروز روز آخر جشنواره تئاتر استانی است. دیروز موفق شدم نمایش «آل» به کارگردانی احسان جانمی و همچنین نمایش «ساعت 5 شد بابا» را ببینم. امروز هم که روز آخر است به خاطر اینکه کلاس بازیگری دارم موفق به دیدن نمایشها نخواهم شد. با توجه به دو کاری که در این جشنواره دیدم ، اگر بقیه کارها هم در همین حد بوده باشند سطح جشنواره را پایین و ضعیف ارزیابی می کنم. طبق معمول شاهد یک کار متوسط از احسان جانمی بودیم. در نمایش «ساعت 5 شد بابا» نیز با اینکه بازیها از کیفیت بهتری برخوردار بود اما ساختار نمایشنامه ضعفهایی داشت و در بعضی مواقع تماشاچی خسته می شد و جاذبه ای برای دنبال کردن داستان نمی یافت. تکرارهای زیاد در متن یکی از این عوامل بود. مورد دیگری که در حین اجرای این نمایش بسیار آزار دهنده بود نحوۀ عملکرد عکاس و فیلمبردار این کار بود که اغلب بدون توجه به تماشاچیان که مجبور بودند از پشت سر این آقایان سرک بکشند تا بتوانند کار را ببیند مدام از وسط صحنه رد می شدند و یا فیلمبردار وسط صحنه ایستاده بود و با خیال راحت مشغول فیلمبرداری بود. چه خوب است که کارگردانان قبل از اجرا این گونه عوامل غیر حرفه ای را توجیه کنند تا تماشاگر با دلزدگی و حس اینکه به او توهین شده یا او را در نظر نگرفته اند مواجه نشود. سعی خواهم کرد بعداً در این باره بیشتر بنویسم. احساس می کنم که جشنواره تئاتر استانی یک حالت رفع تکلیفی را دارد. چرا باید فقط 9 اثر در جشنواره شرکت داشته باشند؟! به هر حال از نظر کیفی ، تئاتر استان ما با نواقص و ضعفهای بسیاری همراه است اما دیگر چرا از لحاظ کمی آن را محدود کنیم؟! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:0 توسط وحید عمرانی |
|
|
"مرغ دریایی"، "باغ آلبالو"، "سه خواهر" و"دایی وانیا" را آنتوان چخوف در زمانی نوشت که هنوز ساختار ارسطویی مبنای نوشتن نمایشنامه قرار داشت. نه ساختار اپیزودیک تئاتر اپیک بر مبنای اندیشه هگل ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 12:36 توسط وحید عمرانی |
|
|
به دلیل اینکه بنده برای شرکت در اختتامیه جشنواره دعوتنامه نداشتم ، ناگزیر نتایج جشنواره را مستقیما از سایت ایران تئاتر در اینجا نقل قول می نمایم : حسین پارسایی گفت:«حضور مصطفی رحماندوست از بدو ورود جشنواره به اصفهان باعث رشد و تعالی این جشنواره شد و در طی این چهار سال با همت میزبانان اصفهانی و هوش و درایت وی این جشنواره توانست بینالمللی شود، قدی بکشد و اکنون در فهرست جشنوارههای معتبر بینالمللی قرار گیرد.» به گزارش خبرنگار اعزامی سایت ایران تئاتر به اصفهان، "حسین پارسایی" رئیس مرکز هنرهای نمایشی در آیین پایانی شانزدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان اصفهان با بیاناین مطلب و با ارائه تاریخچهای از روند برگزاری جشنواره گفت:«جشنواره تئاتر کودک ونوجوان همچون نهالی 16 ساله فعالیت خود را از همدان آغاز کرد و پس از آن در بم، کرمان و اصفهان به کار خود ادامه داد.» وی افزود:«سال گذشته و امسال بیش از 60 اثر خارجی متقاضی حضور در این جشنواره بودهاند. باید برای برگزاری هفدهمین دوره جشنواره به فکر باشیم تا بتوانیم این جشنواره را در سطوح دیگری برگزار کنیم و شاهد حضور هرچه بیشتر نخبگان در این جشنواره باشیم.همچنین حسین پارسایی با قرائت تقدیرنامه و اهدای لوح سپاس، تندیس جشنواره و سفر حج عمره از مدیر کل اداره ارشاد اصفهان تقدیر کرد.» در ادامه مراسم، "مصطفی رحماندوست" دبیر جشنواره با ابراز خرسندی از اینکه این جشنواره استانی به جشنوارهای بینالمللی تبدیل شده است، یادآور شد:«ظرفیت خفته تئاتر در اصفهان نشانگر ظرفیت خفته تئاتر در کشور ماست. تبدیل یک جشنواره استانی به بینالمللی را به همه بچههای ایران و تئاتر تبریک میگویم.» مصطفی رحماندوست با بیان این که متاسفانه برنامههای ما براساس اراده مدیران پیش میرود، تصریح کرد:«حال باید دید آیا سال آینده هم مدیران استان و کشور این جشنواره را ادامه میدهند یا همانند جشنواره دوازدهم تا سیزدهم، جشنواره تئاتر کودک گرفتار کُندی و توقف میشود. این مسوولیت برعهده هنرمندان و مسوولان است که اجازه ندهند چنین اتفاقی بیافتد، اما روی سخن من با هنرمندان است به آنان میگویم تئاتر کودک آنقدر ظرفیت دارد که بدون اتکا به دولت هم میتوانیم آن را سرپا نگه داریم.» وی افزود:«در کشور ما برنامهریزیها براساس برنامههای کلان پیش نمیرود و همین جشنواره اگر به همت اداره کل هنرهای نمایشی و علاقهمندی این اداره به تئاتر کودک نبود به اینجا نمیرسید.» دبیر جشنواره با اشاره به حضور آثار ایرانی و خارجی شرکتکننده در این جشنواره از انتشار چندین کتاب پژوهشی همزمان با برگزاری جشنواره شانزدهم ابراز خرسندی کرد. استاندار اصفهان که در نخستین روز انتصابش در این جشنواره سخن میگفت، با بیان اینکه چشم انتظار دیدار شما در جشنواره هفدهم در شهر اصفهان خواهیم بود، اظهار امیدواری کرد:«دستگاههای فرهنگی در جهت ارتقاء هنر اصیل ایرانی و اسلامی تلاش کنند و در این رهگذر نسبت به هنر کودک و نوجوان توجه خاصی داشته باشند. توجه صرف به زیبایی بدون پیام ممکن است ما را به دستاوردهای تکنیکمحور برساند که هیچ راهی به ارزشهای دینی ندارد درحالیکه اسلام هنر را در خدمت اخلاق بشری و اسلامی میداند.» در ادامه این مراسم داوود کیانیان با خواندن یادداشتی از حسن دادشکر به عنوان یکی از پیشکسوتان تئاتر کودک و نوجوان تقدیر کرد. دادشکر هم با تشکر از دستاندرکاران برنامه و برگزارکنندگان جشنواره گفت: امیدوارم در باقی عمرم صداقتی را که در گذشته داشتم حفظ کنم و همچنان در حیطه تئاتر کودک و نوجوان پایمرد باشم. او با تبریک روز جهانی کودک اظهار امیدواری کرد: کودکان ایرانی دنیایی پر از عدالت، مهر، بخشندگی و دوستداشتن و به دور از ریا و دروغ بسازند. با پایان یافتن جوایز شانزدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان اصفهان به نفرات برگزیده جشنواره اهدا شد. در بخش مسابقه نمایشنامهنویسی سه نمایشنامه "الدوز و کلاغها" نوشته کیومرث قنبریآذر، "جالباسی" نوشته مشترک حامد زحمتکش و مجید بوربور و "گل بیحوصله" نوشته حسن بیانلو جوایز را دریافت کردند. سپس"منوچهر اکبرلو" نماینده هیأت داوران مسابقه ایران نیز به جای قرائت بیانیه دیدگاه کلی هیأت داوران را در قالب نامهای که به دخترش نوشته ارائه کرد و به عدم تناسب سالنها، آماده نبودن سالنها، بیپولی گروههای شرکتکننده و ... اشاره کرد. برگزیدگان مسابقه ایران: طراحی صحنه: امیر مشهدی عباس طراح صحنه نمایش "موشهرو کی میخوره" در بخش طراحی لباس هیأت داوران برگزیدهای نداشت. در بخش موسیقی: علیاشرف خراسانی به خاطر نمایش"خورشید، حسنک" جایزه گرفت. در بخش شعر نمایش هم هیأت داوران هیچ برگزیدهای نداشت و جایزه این بخش را به بخش دیگری که پیشنهاد کرده بود ارایه کرد. بر همین اساس قرار شد جایزه بازیگری خردسال به جایزه شعر نمایش تبدیل شود که در این بخش "کیانا شهرانیا" بازیگر نمایش"سیندرلا در بنبست" چهار میلیون ریال بن خرید برای کالاهای فرهنگی دریافت کرد. در بخش بازیگری مرد مهرداد باقری به خاطر نمایش"موشهرو کی میخوره" برگزیده شد، در بخش بازیگری زن هم هیأت داوران با اظهار تأسف از افت کیفی بازیگری زن در این دوره از جشنواره جایزه این بخش را به مونا بیگی به خاطر نمایش"زندگی بسیار کوتاه است" ارائه کرد. همچنین امید نیاز نویسنده و کارگردان نمایش "سیندرلا در بنبست" جوایز نمایشنامهنویسی و کارگردانی این دوره از جشنواره را دریافت کرد. نمایش"سیندرلا در بنبست" از سوی هیأت داوران برای حضور در جشنواره بینالمللی تئاتر فجر معرفی شد. جایزه تماشاگران کودک هم به نمایش "خاله سوسکه" به کارگردانی حسین باغبان ارایه شد، ضمن اینکه نمایش "شلانکشی" به کارگردانی رجبعلیفلاح جایزه ویژه محتوای دینی نمایشها را گرفت. مسابقه بینالملل:سپیده خلیلی به نمایندگی از هیأت داوران بخش بینالملل بیانیه این هیأت را خواند. هیأت داوران در بخش نمایشنامهنویسی برگزیدهای نداشت. در بخش موسیقی نمایش "دکتر آویوه" از آلمان جایزه این بخش را گرفت. در بخش طراحی صحنه: رجبعلی فلاح به خاطر نمایش "شلانکشی" جایزه را گرفت. جایزه بازیگری زن هم به آیدا صادقی بازیگر نمایش "شکار بزرگ شنبه" اهدا شد. همچنین جایزه بازیگری مرد به رسول نقوی"شکار بزرگ شنبه" و جایزه کارگردانی هم به شهرام کرمی شکار بزرگ شنبه" اهدا شد. هیأت داوران جایزه ویژه این بخش را به نمایش"قصههایی با آتو آشغال" از کشور برزیل اهدا کرد. جایزه بزرگ جشنواره نیز به نمایش"باغچه پلاستیکی" محصول کشور ایتالیا اهدا شد. گفتنی است نمایش"قصههایی با آت و آشغال" از برزیل از جمعه 17 مهرماه به مدت (6 روز - ساعت 18) در تالار هنر تهران روی صحنه رفت. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 8:23 توسط وحید عمرانی |
|
|
امروز تنها توانستم شاهد اجرای نمایش «قصه هایی با خرت و پرتها» به نویسندگی هکتر لوپز جیراندو و کارگردانی کارلوس کانو از برزیل باشم. یک کار تک نفره در بازیگری و بسیار جالب توجه و خلاقانه را شاهد این هم دو عکس از نمایش دکتر اویوه از آلمان : |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 14:30 توسط وحید عمرانی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به منظور صحبت ، اطلاع رسانی و تبادل نظر پیرامون هنر تئاتر مخصوصا مسائل مربوط به تئاتر اصفهان و اطلاعات و اخبار مربوط به آن راه اندازی شده است.
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
جشنواره ها بزرگان تئاتر نقد نمایش معرفی کتاب مقاله ها |
|
RSS
|